خرید بک لینک

سلام

خیلی خوشبختم که تونستم تو یه همچین محیطی قرار بگیرم

و امیدوارم بتونم دوستای جدیدی پیدا کنم.


برچسب: اولین,کلام, نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 23:06

در دوران کودکی مادرم دوست نداشت با یکی از بستگان نزدیکِ هم سن و سالم ، بازی کنم هی بهم گوشزد میکرد و میگفت با اون پسر نگرد!!! حالا دلایل خاصی هم داشت که بهش حق می دهم و میدادم اما از قحط هم بازی ناچار برخی مواقع باهم همبازی میشدیم. یه روز تو حیاط بزرگ پدربزرگمون باهم بازی میکردیم که با وسیله ای ضربه ای رو به طور ناخودآگاه به صورتم زد و صورتم زخم شد و خون زیادی میومد. درد زخم یه طرف اما فکر اینکه

برچسب: تنبیه,منجر, نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 23:06

1: پست قبلی رو وقتی نوشتم بعدا عذاب وجدان داشتم که مردم راجع به مادرم چی فکر میکنن

و این چه مطلبی بود که نوشتم

از این تریبون اعلام میکنم که مادرم منو ببخش اگه بد گفتم

و گفتم بدانید که به شخصه مادرم رو زیاد دوست دارم یه وقت سوء تفاهم نباشه


2:از مادرت بخاطر هر غذایی که برای تو پخته قدردانی کن ؛

بعضی ها غذا ندارن،
و بعضی ها مادر

برچسب: جانم,فدای,مادر, نویسنده: مینا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 23:06

صفحه بندی